خرداد مساوی بود با خردورزی،مساوی بود با مهرورزی و حقوق یکدیگر را پاس داشتن.اما امروز آن رنگ ومعنا را نشان نمی دهد ومعنای جدید خرداد با رفتن امیر کبیر ثانی ایران نیزرنگ باخت.روزگاری است از آن غرور باشکوه می گذرد وامروز جز یادی از آن ایام و نامی از آن ابرمرد چیزی دیگر تسلایمان نمیدهد.مفاهیم چقدر زود کهنه می شود ومردان چه زود پیر می گردند.روزگاری آزادی مفهومی زیبا بود و دلفریب وآزادمردان ستودنی بودند وتحسین برانگیز،اما امروز آزادی روزهای غربتش را میگذراند.آزادی امروز از هر مفمومی تهی تر شده است وآزاد مردان از همه منفورتر. باز هم بگویید نظام های سیاسی در شکل گیری مفاهیم بنیادی انسانی بی تاثیر اند،بازهم بگویید انسان هیچ گاه اساسی ترین سازه ها یش را فراموش نمی کند.
خاتمی ها می روند واحمدی نژادها می آیند " وتلک الایام بداولها نین الناس" واین است سنت همیشگی تاریخ و ناموس پیوسته ی طبیعت. اما یادمان باشد زیر تازیانه های متناوب تاریخ،همه چیز را به یاد داشته باشیم:خوشی هایمان را ونا خوشی هایمان. ودر گذر همیشگی تاریخ از کوچه ای به کوچه ی دیگر،رنگ نبازیم وتغییر جهت ندهیم.
همه می آیند ومشتی لاف گزاف هزینه ی کاندیداتوری شان می سازند،اما باز هم این تاریخ است که قضاوت می کند کی در ادعایش صادق تر است. وامروز در اولین خرداد بدون او به دوردست ها چشم دوخته ایم، بر آینده نگرانیم و افق را مه آلود می یابیم.
+
نوشته شده در سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 9:47 توسط سید هاشم موسوی
|