تبليغاتX
اندیشه ها

                       

 در جستجوی معنا            

 

در خود گریختن و در پی معنا بر آمدن سابقه ای به گستره ی انسانیت دارد. پیامبران آمدند تا اندکی سر انسان دور افتاده از خود را در گریبانش فرو برند و لحظه ای او را به تامل در خویشتن خویش فرا خوانند. میل انسان به معنا و خلوت گزیدن ریشه در ساختار دو وجهی آدمی دارد. در خود گریختن به این معنا که مد نظر ماست یعنی بازگشت به خود و احیاء زوایای فراموش شده در انسانیت انسان.

گپ دوستانه ی زیر جستاری است در جلوه ای از معنا گرایی در دوران معاصر.

جاودان خرد[1]:گفته اند نخستین کسی که واژگان "جاودان خرد"  را به کار برد، لایب نیتس حکیم آلمانی بود. اما بنیان گذار آن را رنه گنون فیلسوف فرانسوی دانسته اند. جاودان خرد واکنشی است به حاشیه رفتن معنا ها و ارزشها در زندگانی غرب. انسان امروز خسته از صدای چرخ دنده ها و ماشینها، می خواهد آوایی دیگر بشنود؛ آوایی مناسب روح و سرشتش، نوایی برابر معنای وجودش.

هر چند برخی جاودان خرد را به دلیل نگرش متفاوتش از فلسفه ی جدید غرب ـ چه از لحاظ معرفت شناسی و وجود شناختی و چه از لحاظ دخل دادن توانایی هایی دیگر علاوه بر عقل و ذهن در فلسفه ورزی ـ خارج از محدوده ی فلسفه دانسته اند؛ اما باید اذعان کرد که فلسفه ی جاودان در واقع ادامه ی سنت گرایی در فلسفه است. و مسلما برای تعیین محدوده ی فلسفه باید فراتر از زمان و مکان را مطالعه کرد.

جاودان خرد چه می گوید:

خرد جاودان در ورای همه ی هستی و در بنیان  همه ی  پدیده ها به امری قدسی و الهی باور دارد؛  باوری عارفانه و عاشقانه. هستی از ذاتی و مبدأیی  می آغازد و در نهایت  نیز به  آن باز می گردد. غایت و هدف  زندگانی نیز همین  بازگشت است؛ وصال و به  آغوش  کشیدن حقیقت مطلق(الثیا). البته به قول هاکسلی برای اینکه به بنیان وجود رسید باید  خودپرستی  و خودمحوری و منیت را رها کرد. زیرا هر چه  خودپرستی ها و  خود محوری ها پر  رنگ تر شود، بنیان وجود کمرنگ تر می گردد.

باورمندان به فلسفه ی جاودان خاستگاه همه ی ادیان  را  نیز  همین  حقیقت مطلق (الثیا) می دانند و می گویند: همه ی ادیان به منزله ی  آب  شیب هایی   هستند  که از   چشمه ای واحد سرچشمه گرفته اند. و  اینگونه جاودان  خرد  تفسیری  موحدانه از  تکثر  جوامع و  تجارب معنوی  ارائه می دهد.  فریتیوف  شوان  (بزرگترین شارح خرد جاودان) از این  یگانگی  به «وحدت متعالی ادیان» یاد می کند و می گوید: همه ی ادیان بر حقند؛ البته نه در عقاید  جزم اندیشانه ی خود، بلکه در معنای باطنی مشترکشان که منطبق با جاودان خرد است.

باری فلسفه ی جاودان توانسته به حق از عهده ی این همه تکثر و تفاوت بر آید. جاودان خرد می آموزد چطور بدون اینکه جهت خود را گم کنی به حقانیت همه ی ادیان و همه ی تجارب معنوی به اعتبار معنای باطنی شان ایمان داشته باشی؟

آری نخستین فواره ها از سر چشمه ی معنا (وحی) در ابتدا معنای صرف بود. پیام  پیامبران در آغاز سرشار از معنا است. اما هر چه از خاطـــره ی این معـــنای سترگ می گذرد، مــاده جایگزینش می شود. تا جایی که دیگر از آن معنا نیز  تفســیری  مادی می کنند. از آن  پــس، معنای ژرف در میان سنن  بی روح و  دست و  پا گیر  به  انحلال می رود. لباس ها و  طرز اصلاح سر و صورت ها جای آن همه اندیشه و معنا را می گیرد.

آری این است سر انجام همه ی ادیان و نظام های معنــوی. جاودان خـــرد کوشــشی است در جهت کشف و باز  یابی معانی عمیق پیامبران؛ واکنشی است در برابر جهانی یکسره مادی و

عریان. سخن از مبانی جاودان خرد و پیشگامانش را به مجالی دیگر می سپارم.

 


[][1] Perennail philos   در ترجمه ی آن حکمت خالده و فلسفه ی جاودان نیز گفته اند.

 



 

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 17:58 توسط سید هاشم موسوی |

 

 

نشسته ام و از بلندای نیلگون غبار آلود

 

 منظری سبز را می پایم؛شاید

 

تسلای دلی باشد وبهجت خاطری!

 

شکوهی انگار

 

چشمانم را می نوازد.

 

اندیشه را ملوثش می کنم

 

خاطرم را آزرده اش می سازم

 

و روز را به نثارش به شب می سپارم؛

 

اما افسوس از فاصله ی چشم داشت ها و چشم نواز ها!

 

دریغ از این همه تهی و فریاد!

 

و امروز انگشت گزان

 

شِکوه از این همه شُکوه تهی دارم.

                                                                    ۴/۳۱

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 13:28 توسط سید هاشم موسوی |