تبليغاتX
اندیشه ها

                                  

 

 از آینده گفتن و نوشتن سابقه ای طولانی دارد.  اگر نیک بنگریم همیشه دغدغه های امروز بهانه و دستمایه ی گفتن و نوشتن از فردا بوده است. دلشورگی های امروز است که در مورد آینده به تامل مان وامیدارد و سخن گفتن از فردا را در نظرمان مهم جلوه میدهد. و شاید همین انگیزه ها سبب شده تا میراث قابل توجهی از ادبیات دینی ملتها به پیش بینی آینده اختصاص یابد.

در آرامش پیش از طوفان میان دو جنگ نیز برخی از نویسندگان و فلاسفه سعی کردند درباره ی آینده بنگارند، آینده را پیش بینی کنند و در افقِ مه آلود  فرضیه ها راهکاری را ارائه دهند. جهان نبردی سهمگین را پشت سر گذاشته بود و آبستن جنگی دیگر بود؛ فضای آینده از هر زمانی تیره و تار تر می نمود و سخن گفتن از فردا از همیشه جذاب تر به نظر می رسید.

برخی (همچون جرج اورل در رمان 1948) فضای آینده را آکنده از ظلم و وحشت و جدال ترسیم کردند؛ بوی باروت از همه جا شنیده می شود و صدای ترور و خشونت تنها صدای آشنای بشر است.

اما «آلدوس هاکسلی» در رمان «دنیای قشنگ نو» از زاویه ای متفاوت به آینده نگریسته؛ جامعه ای فرا مدرن، شادمان و آزاد اما تهی از انسانیت و معنویت. جامعه ای یکدست و یکسان که در آن همه ی اسباب ظاهری و مادی برای خوشبختی انسان فراهم است اما معنویت و خدا به فراموشی سپرده شده اند. هاکسلی تلویحا میخواهد بگوید اگر بوی باروت مشام انسانها را نیازارد، فقر درمانده ی شان نسازد، همه جا صلح باشد و رفاه اما خدایی و معنایی بر مشاعر بشر حکم نراند باز هم تا خوشبختی و سعادت راه بسیار است. در این تارنما به معرفی و اندیشه ی هاکسلی می پردازیم و سخن اصلی مان را در مورد دنیای قشنگ نو به مجالی دیگر می نهیم؛ باشد که ملال نیافریند.

آلدوس هاکسلی (زندگی و آثار):

در سال 1894 در انگلستان در خانواده ای که همه اهل علم بودند دیده به جهان گشود. پدربزرگش «توماس هنری هاکسلی» زیست شناس معروف است که در بسط نظریه ی موسوم به تکامل تدریجی یاری رساند. در 16 سالگی وارد دانشگاه آکسفورد شد و در همانجا با چهره هایی چون برتراند راسل و اتین استربچی دیدار کرد. نخستین تجربه های قلم زنی اش نیز در همین دوران است. مجموعه ی شعرش در سال 1916 نخستین اثرش می باشد. هاکسلی از آن دسته نویسندگانی بود که شخص اول داستانهایش را بلندگوی باورها و آرمانهایش قرار می داد. در دهه ی چهل با عرفان و تصوف هندی آشنا شد و در"the perennial philosophy " از شیفتگی اش به عرفان و فلسفه ی شرق سخن گفت. مهمترین کار وی که در واقع شهرتش را مدیون اوست، رمان "دنیای قشنگ نو" است که این نوشتار سعی در معرفی آن دارد. آخرین کار مهم وی جزیره نام دارند که برخی آن را آنتی تز دنیای قشنگ نو دانسته اند.آلدوس هاکسلی در نوامبر 1963 در لس آنجلس درگذشت.

هاکسلی و خرد جاودان:

شاید بتوان رگه های فلسفه ی خرد جاودان را دراندیشه ی هاکسلی در آشنایی اش با عرفان هندی جستجو کرد. هاکسلی مانند همه ی باورمندان به خرد جاودان در بنیان هستی و در وراء همه ی ظواهر به امری قدسی و الهی اعتقاد دارد. این مبدآ واحى الهي در عين حال كه فراتر و منزه از عالم است، در ان حضور هم دارد. هدف و غایت انسان نیز وصال و به آغوش کشیدن همین حقیقت است. در آغوش همین حقیقت واحد است که انسان می تواند آرامش و خوشبختی را تجربه کند.

تفصیل سخن پیرامون " دنیای قشنگ نو " را به مجالی دیگر می سپارم. منتظر باشید.

 

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 18:27 توسط سید هاشم موسوی |