چكيده:نسبت ميان اسلام و مدرنيته، از آغاز رويارويى مسلمانان با غرب، يكى از مشكلسازترين مسائل بوده است. برخى از متفكران مسلمان تلاش كردهاند تا با رجوع به منابع معتبر اسلامى، شواهدى دال بر تفاهم اسلام و مدرنيته به دست دهند و اين دو را آشتىپذير معرفى كنند. دسته ديگرى از انديشمندان جهان اسلام فقط جنبههايى از اسلام را با مدرنيته قابل جمع مىدانند و بويژه در مباحث اعتقادى قائل به شكافى ژرف ميان اسلام و مدرنيته هستند. عده ديگرى از انديشمندان، اسلام و مدرنيته را آشتىناپذير و اين دو را غير قابل جمع و تلفيق مىدانند. به نظر اين گروه، از حيث معرفتشناسى، هستىشناسى و انسانشناسى تفاوت ژرفى ميان اين دو وجود دارد. اين گروه را شايد بتوان با عنوان سنتگرايان معرفى كرد. سيد حسين نصر، به عنوان يكى از متفكران شهير اسلامى در دوران معاصر، نه تنها در اين گروه بلكه در صدر ايشان قرار مىگيرد. مقاله حاضر كوششى استبراى نشان دادن شكاف پرنشدنى ميان اسلام و مدرنيته. اين مقاله از لحاظ فلسفى و علمى تاملانگيز است و چالشى است عظيم فراروى دو گروه نخست.